
لبریز می شوم باز
لبریز شاعرانه های عشق
و بی اختیار
خود را در کوچه های ادبیات گمگشته می بینم
بگو
کدام واژه مرا به تو می رساند ؟
جاده ی خاطرات
کوچه ی اشعار
پلاک عشق
درست آمده ام نه؟ تو اینجایی...
(مهدیس)

برچسب: نویسنده: علی طاهری تاريخ: يکشنبه 24 دی 1396 ساعت: 17:47

پروردگارا
هنگامه ای که گلستان جانمازم
آکنده از عارفانه های یاس می شوند
هنگامه ای که شور شاعرانه های اشعارم
شاعرانه های خاص می شوند
هنگامه ای که ناز و نماز نگاهم
ترانه ی سپاس می شوند
هنگامه ای که دوستت دارم ها
عاشقانه های پر احساس می شوند
دوستت دارم ...

برچسب: نویسنده: علی طاهری تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 20:41
برچسب: نویسنده: علی طاهری تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 20:41
بلبلان نغمه دهید عید سعید آمده به سحر مژده دهید وقت نوید آمده عاشقان مژده دهم وصلت دیدار رسید لحظه ی وصلت آن یار پدید آمده عاشقان در سحر عشق به سوران بدمید بدمید طالع این بخت سپید آمده دل ما پر شده زین عطر تقرب به خدا وقت رسوایی ابلیس پلید آمده ملکا ملک دلم حمد تو را می طلبد گویمت شکر که این عید سعید آمده
ولادت با سعادت پیام آور عشق و رحمت بر شما مسلمانان جهان مبارک
برچسب: نویسنده: علی طاهری تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 20:41

به یاد همان الهه ی پاک سرشت
در کوچه باغ سرنوشت
افسار دل از هم گسست
شهره ی شعر دلم نوشت :
عشق
و بر سرای رخسارش
بی اختیار
افراخت سرایی از خشت
میخواهم در دیار دیوان سرنوشت
در هوای عشقش واج آرایی کنم
واج آرایی از جنس واج های بهشت ...

برچسب: نویسنده: علی طاهری تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 20:41

دگربار
پا به پای قدم های پاییز
یلدای بی پایان رفتن توست
یلدای بی پایان تنهایی من
امشب
در زمستان نبودنت
دلم گرمای بی پایاب می خواهد
و
یک سبد شکوفه ی عشق
یک چای دلگرم
یک نگاه سبز
یک ریسمان بی انتها
تا با آن رویا ببافم ...

برچسب: نویسنده: علی طاهری تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 20:41
با مداد آبی
در خطوط دفتر
می نویسم از تو
نغمه هایی از بر
می نویسم از عشق
حاکم افسونگر
می نویسم از تو
می فروزد اخگر
می نویسم از تو
می رود خواب از سر
می نویسم از تو
قصه هایی دیگر
می نویسم از تو
با امیدی در بر
درمیان هر واج
تا خطوط آخر ...
(مهدیس)
برچسب: نویسنده: علی طاهری تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 20:41


برچسب: نویسنده: علی طاهری تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 20:41
دیشب به جای خواب
در خلوت مهتاب
باسینه ای بی تاب
درخاطرت بودم
در فکر رخسارت
چشمان سالارت
مدهوش گفتارت
بی باورت بودم
با چشم گریانم
دستان لرزانم
اشعار دیوانم
برخواب دل بستم
چون هاله ی رویا
چون موج یک دریا
چون عاشقی شیدا
از عشق سرمستم
تا شوق یک پرواز
چون ساز بی آواز
بین من و تو باز
یک عمر گویا بود
از ابتدای راه
اندوه و اشک و آه
رخساره ات چون ماه
کابوس و رویا بود
برچسب: نویسنده: علی طاهری تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 20:41
سکوت می کنم
زیرا در میان این زمزمه های مبهم
حقیقت را گم کرده ام
به راستی چه کسی حقیقت را می گوید؟
چشم ها
زبان ها
قلب ها
یا منطق ؟
گمان می برم
حقیقت هایمان نا خالصی دارند
ناخالصی هایی از جنس دروغ
ساده و بی واهمه
سلیس و بی انتها
من
به عنوان یک ایرانی
از عملکرد مسئولان کشورم نا راضی ام
از بی عدالتی های نهفته تا مثبت بی نهایت
از فقر مردم
فقر صداقت مسئولان
فقر یاریگری
فقر همدلی
فقر تفکر و بینش
فقر پیشرفت
فقر خوش نامی دیرینه ی دوران ابوعلی سینا و
دکتر حسابی و
زکریای رازی
من
به عنوان یک ایرانی
از عملکرد کشور ناراضی ام
اما نه از دینم
نه از اسلام
که دین آخرین پیغمبر است
پس دقت کنید
چه کسی ناخالصی ها را غربال خواهد کرد؟
آنها که می گویند : مرگ بر اسلام
یا آنها که می گویند مرگ بر بی عدالتی های دولت اسلام نما ؟؟
آنها که شیشه ها را شکستند
کودکان را به خاکستر نشاندند
یا آنان که در سکوتی سرد و بی صدا نشسته اند؟
مردم من
به هوش باشید
مبادا در میان ناخالصی ها
اسلام را غربال نکرده بفروشید؟
حقیقت را بنگرید
این روز ها
ارزان می خرند
یوسف فروشان
دولت پیشوای خاتم را
(الهم عجل لولیک الفرج) ....
پاسخ ما چه شد؟
آیا تنها
توپ و
تفنگ و
گلوله و
گاز اشک آور بود ؟
برچسب: نویسنده: علی طاهری تاريخ: شنبه 16 دی 1396 ساعت: 20:41

چه غمگین و بی پروا
یلداست امشب
به یاد تو
روبه روی پنجره
باز هم دو فنجان چای می ریزم
یلدا ترین یلدای من
می دانی
از آخرین دیدار تو
یک یلدا می گذرد
و زمستان رفتن تو
دانه به دانه مو هایم را سفید می کند ...

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۶ | 19:48 | نویسنده : مهدیس |
برچسب: نویسنده: علی طاهری تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 5:13